|
0000
یکشنبه 16 تیر1387 8:18
در تاریخ ۱۵/۲/۱۳۸۷ بعد از نماز مغرب و عشاء مراسم سالگرد ارتحال حضرت آیت الله العظمی شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(رضوان الله علیه)در حسینیه حوزه شهید محمد حسین نجابت شیرازی با سخنرانی حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب(مدظله عالی) بر گزار گردید . به مناسبت فرا رسیدن دوم رجب مصادف با شهادت امام هادی(ع)و رحلت شیخ المشایخ حضرت آیت الله حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(رض)از شاگردان برجسته حضرات آیات عظام سید علی قاضی طباطبایی و شیخ محمد جواد انصاری همدانی(رض)مطالبی در مورد این بزرگوار و سخنان ایشان و کراماتشان درج می شود دوستان عزیز نظرات خود را در این مورد با ما در میان بگذارند التماس دعا
000 آیت الله نجابت شیرازی 000000
سه شنبه 11 تیر1387 7:42
سلام قول داده بودم که مطالبی از حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(رضوان الله علیه) بزنم . ولی انتخاب مطلب از میان انبوهی از مطالب ناگفته در مورد این بزرگوار واقعاً کار سختیه. یا بعضی حرفها رو نمی شه زد یا وبلاگ ظرفیت این مطالب رو نداره. برای شروع بیاناتی رو از برزگان، که در مورد ایشان هست می زنم بعد هم کرامتی از ایشان . مرحوم حاج محمد رضا گل آرایش( از شاگردان آیت الله نجابت که از محضر عارف بزرگ شیخ محمد جواد انصاری همدانی نیز استفاده کردند) [ در مورد ملاقاتی که آیت الله نجابت با آیت الله سید جمال گلپایگانی (قدس سره)داشتند] فرمودند: تا وارد مجلس شدیم مرحوم آیت الله نجابت ادب فوق العاده داشتند و در مقابل، آن بزرگوار(آقا سید جمال گلپایگانی) هم نهایت خضوع و خشوع را برای مرحوم آیت الله نجابت داشت. مرحوم آیت الله نجابت رو به آیت الله سید جمال گلپایگانی کردند و فرمودند: نصیحت و ارشاد بفرمایید. مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی آهی کشید و فرمود: شما استفاده کردید از محضر مرحوم آیت الله قاضی، اما این را برایتان بگویم جنابعالی( آیت الله نجابت ) خداوند آنچنان موفقتان فرموده که هر کجای عالم [که] بخواهید عَلم توحید را قرار دهید، می توانید .(1) مرحوم آقای حاج شیخ عباس قوچانی- رضوان الله علیه- وصیّ مرحوم قاضی، هجده سال شاگرد مرحوم قاضی بود، وصیّ ایشان بود و واقعاً مرد بزرگواری بود و مرد عجیبی. نسبت به مرحوم آیت الله نجابت، از قول ایشان نقل شد که: ما هجده سال اطراف قاضی بودیم، ولی آقای شیخ حسنعلی یک ساله آمد و گرفت و برد ، علتش چه بود؟ راه چه راهی بود؟ محبت!، شیفته استاد بود، دل و دین باخت، محو شد، فانی شد در آن بزرگوار، او هم بردش به أعلی عِلیّین. به هر حال، ایشان اصرار داشت که روش تربیتی از راه محبت بیاید، تا اسم محبت می آمد بر سر شوق می آمد .(2) حضرت آیت الله نجابت (قدس سره) فرمودند: از راه محبت خیلی راحت تر، آسان تر، جالب تر، زودتر به مقصد می رسد. از با استاد یکی شدن به خاطر محبت زود تر به مقصد می رسد، تا از راه مجاهده .(3)
کرامتی از ایشان یکی از فرزندان آقا نقل می کند که : دختر کوچکم در کنار یکی از دوستان که گوشت گوسفند را قطعه قطعه می کرد نشسته بود و نگاه می کرد، ناگهان نوک کارد به چشمش برخورد کرد و مایعی از چشمش فوران نمود و بیرون ریخت. به سرعت به پزشک متخصص مراجعه کردم. ایشان گفتند: برای اینکه چشم بچه عفونت نکند فعلاً آنرا پانسمان می کنم تا بعد به بینایی چشمش رسیدگی کنم . پس از اینکه پزشک چشم فرزندم را پانسمان کرد. خدمت آقا رسیدم و حادثه ای را که رخ داده بود خدمت ایشان بیان کردم و از ایشان تقاضای دعا نمودم، ایشان هم دعا کردند. روز بعد با فرزندم به همان پزشک مراجعه کردم تا پانسمان چشم فرزندم را عوض کند. با کمال تعجب مشاهده کردیم که بحمدالله چشم کودک کاملاً بهبود یافته و سالم شده است .(4) البته باید در نظر داشت که کراماتی نظیر آنچه در این حکایت بیان شد. میزان مناسبی برای شناخت مقام معنوی والای حضرت آیت الله العظمی نجابت(قدس سره) نیست و ایشان تنها در موارد معدودی چنین کراماتی را اظهار می کردند، بلکه مهمترین کرامت ایشان تربیت روح های پذیرای حق و تشنه هدایت بود، تا آنجا که بسیاری از افرادی که از نظر معنوی حتی دچار جمود و قشری گری بوده و از معارف لطیف توحیدی و معنوی بی بهره بودند، در برخورد با ایشان متحول و دگرگون می شدند، خود پرستی و هوی پرستی را بر زمین می افکندند و از برکات انفاس قدسی آن بزرگوار، با شوق و ذوق پای در راه سلوک الی الله و کسب معرفت الهی می نهادند، و چنین کرامت معنوی تنها کار اولیای بزرگ الهی است . (5) 1) طلوع حق . شرح زندگانی مرحوم حاج محمد رضا گل آرایش . صفحه 10 . 2) راه راست(یادمان عارف ربانی آیت الله العظمی شیخ حسنعلی نجابت شیرازی) . آیت الله سید محمد هاشم دستغیب شیرازی(فرزند شهید دستغیب) . صفحه 112 : 113 . 3) همان . صفحه 108 . 4) دعا و توسل . حضرت آیت الله حاج سید علی محمد دستغیب شیرازی(خواهر زاده شهید دستغیب) . صفحه 113 . 5) همان . صفحه 115 . الــــــتــــــمــــــاس دعــــــــــا
0 0 0 فاطمه زهرا (س) 0 0 0 0 0 0
سه شنبه 4 تیر1387 8:13
عابدترین امت از حسن بصری نقل شده که می گفت: حضرت فاطمه(ع) عابدترین امت بود و در عبادت حق تعالی آنقدر بر پا می ایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد، و وقتی پیغمبر خدا(ص) به او فرمود: چه چیز بهتر است از برای زن؟ فاطمه علیها السلام گفت: آنکه نبیند مردی را و نبیند مردی او را. پس حضرت نور دیده ی خود را به سینه چسبانید و فرمود:« ذریه بعضها من بعض (1)»(2) نزدیکترین حال به خدا روزی حضرت رسول فرمود: در چه حالی زن به خدا نزدیکتر است؟ اصحاب جواب نتوانستند، چون فاطمه(ع) این مطلب را شنید، عرض کرد که: نزدیکترین حالات زن به خدا آن است که ملازم خانه خود باشد و بیرون از خانه نشود. حضرت فرمود: فاطمه پاره تن من است.(3) از حلیه ابو نعیم روایت شده که حضرت فاطمه(ع) آنقدر آسیا گردانید که دستهای مبارکش آبله پیدا کرد و از اثر آسیا دستهای مبارکش پینه کرد .(4) تقسیم کار در قرب الاسناد به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که: حضرت رسالت(ص) مقرر فرمود که هرچه خدمت بیرونِ در باشد از آب و هیزم و امثال اینها حضرت امیر المؤمنین بجا آورد، و هر چه خدمت اندرون خانه باشد از آسیا کردن و نان و طعام پختن و جاروب کردن و امثال اینها با حضرت فاطمه(ع) باشد .(5) منور شدن حجره از چادر ابن شهر آشوب و قطب راوندی روایت کرده اند که: روزی حضرت امیر المؤمنین(ع) محتاج به قرض شد و چادر حضرت فاطمه(ع) را به نزد مرد یهودی که نامش زید بود رهن گذاشت، و آن چادر از پشم بود و قدری از جو به قرض گرفت. پس یهودی آن چادر را به خانه برد و در حجره گذاشت. چون شب شد زن یهودی به آن حجره در آمد، نوری از آن چادر ساطع دید که تمام حجره را روشن کرده بود. چون آن زن آن حالت غریب را مشاهده کرد به نزد شوهر خود رفت و آنچه دیده بود نقل کرد. پس یهودی از استماع آن حالت در تعجب شد و فراموش کرده بود که چادر حضرت فاطمه(ع) در آن خانه است. به سرعت شتافت و داخل آن حجره شد که شعاع چادر آن خورشید فلک عصمت است که مانند بدر منیر خانه را روشن کرده است. یهودی از مشاهده این حالت تعجبش زیاده شد. پس یهودی و زنش به خانه خویشان خود دویدند و هشتاد نفر از ایشان را حاضر گردانیدند؛ و از برکت شعاع چادر فاطمه(ع) همگی به نور اسلام منور گردیدند .(6) فاطمه پاره تن شیخ مفید و شیخ طوسی از طریق عامه روایت کرده اند که حضرت رسول خدا(ص) فرمود که: فاطمه پاره تن من است، هر که او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است، و هر که او را آزرده کند مرا آزرده است؛ فاطمه(ع) عزیزترین مردم است نزد من .(7) 1) سوره آل عمران . آیه 34 . 2) منتهی الآمال . جلد 1 . صفحه 218 . 3) همان . 4) همان . 5) منتهی الآمال . جلد 1 . صفحه 217 . 6) منتهی الآمال . جلد 1 . صفحه 216 : 217 . 7) منتهی الآمال . جلد 1 . صفحه 216 . الـــــتــــــمــــــاس دعـــــــــا
0 0 0 واگذاری امور به خداوند(توحید افعالی) 0 0 0 0 0
پنجشنبه 30 خرداد1387 8:38
. . . « و لا تکلنا الی غیرک » خدا یا در عقل و شعور، ما را به غیر خودت محتاج نکن. یعنی اگر نان بخواهم، می گویم خدا می رساند، این را بفهمم که خدا می رساند، پول بخواهم، می گویم خدا می رساند. حالا نان را شوهر می آورد، قطعاً و شوهر هم محترم است، قطعاً، لیکن بگوید خدایا گرسنه ام شده، بزن پشت سر شوهر که نان بیاورد، میوه بیاورد، کاسه را بیاورد، یعنی در مفکره تان خودتان را اسیر کسی نکنید . . . خدایا ما را به فهم خودمان وا نگذار، حالا غصه نخور، شوهر نان می آورد، چای می آورد، می آید و خانه را جارو می کند. نگذارید در حوائج، شخص در نظرتان باشد، خدا درستش می کند. اما(استغفرالله) نه فقط گفتن خالی، بلکه حقیقتاً در این عقل و مفکره خود را محتاج اسباب ندانید. شوهر محترم، مادر محترم، پدر محترم، همه محترمند لیکن تو عقلت را جوری قرار بده و بگو خدایا امروز درسمان مشکل است، تو امروز درسمان را به ما بفهمان. تکیه نکن بر کتاب ، تکیه نکن به گوینده، تکیه نکن بر همدرس، تکیه کن به خدا آن وقت ناچاراً گوینده به تو می فهماند، ناچاراً همدرس به تو می فهماند، ناچاراً هوش شما زیاد می شود و ناچاراً تر و تازه می شوی. لاتکلنا: خدایا ما را به غیر خودت وا مگذار، یعنی تا می خواهیم درس بخوانیم، می گویی برویم بپرسیم، بله . . . بروید بپرسید، صد مرتبه هم بپرسید، لیکن اینطور نباشد که امیدت به همین سؤال کردن باشد، بلکه امیدت خدا باشد. خدا راه را حل می کند. نه یک مورد و دو مورد بلکه تمام موارد را عرض می کنم . . . . حضرت آیت الله شیخ حاج حسنعلی نجابت شیرازی . شرح دعای رجبیّه . صفحه 93:94
- - - امام خمینی (ره) از زبان آیت الله نجابت (قسمت سوم) - -
پنجشنبه 23 خرداد1387 4:25
قسمت سوّم تصمیم قاطع امام در 21 بهمن 57 مبنی بر شکستن حکومت نظامی توسط مردم حتی برای انقلابی ترین روحانیون و یاران امام مثل آیت الله طالقانی نیز قابل حزم نبود و وحشت داشتند که در تهران جوی خون راه بیفتد. ولی امام که شامه اش الهی بود و با چشم خدا می دید(1) و تحلیل می کرد، بر روی تصمیم خود پا بر جا ایستاد . بعد بر همگان ثابت شد که اگر غیر از این می شد نظامیان شاه بر اوضاع مسلط می شدند .(2) به تعبیر مرحوم حضرت آیت الله نجابت علت این امر آن بود که ایشان مؤید به تأیید الهی و نظر خاص حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین له الفداء بودند. چنانکه مرحوم آیت الله نجابت در تفسیر آیه « ذَلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّقینَ »(3) می فرمایند : مشار الیهِ ذَلِکَ [با توجه به آیه دیگری که ] می فرماید: «بَل هُوَ آیاتٌ بَیِّنات فی صُدُورِ الَّذینَ أوتُوا العِلم»(4)[قلب صاحبان علم است] که در رأس همه، حضرت خاتم انبیاء هستند و یازده فرزند ایشان... . قرآن کلام الله که محفوظ است نزد حضرت احدیت و خداوند اجل حافظش است، آن است که در صدرِ حضرت رسول اکرم است و در صدرِ آقا أمیر المؤمنین و یازده فرزند ایشان، و ... فعلاً منحصر است به حضرت ولی عصر و عده ای که خودشان را چسبانده اند به حضرت ولی عصر که در رأس آنها آقای خمینی است. آقای خمینی هرچه از علوم قرآن استفاده می کند از برکات حضرت ولی عصر است، از برکات ائمه اطهار است، نه اینکه مستقیماً خودش منوّر است. امور راجع به شؤون خلق را می فهمد، لکن علومی که راجع به حضرت احدیت است و از اسرار آل محمد است، هر چه را بفهمد، از برکات حضرت ولی عصر است، از برکات تبعیت ایشان است. آنکه هادی متّقین است و متّقین را به هدف خودشان می رساند، آن صدرِ حضرت ولی عصر است .(5) [ البته بیانات آیت الله نجابت در مورد امام خمینی بسیار است اما چون ما بنا بر اختصار داریم فعلاً به همین قدر اکتفا می کنیم ] . منبع: آیت حق (تجلی روح خدا در کالبد انقلاب اسلامی) . قاسم کاکائی . ص 53 . 1) اشاره به حدیث نافله: ... نزدیک نمی شود بنده به من، به چیزی همچون واجباتی که بر او فرض نمودم و سپس چون هم او با نوافل به من نزدیکی جست او را دوست دارم و چون دوستش داشتم، میشوم گوشش که با من بشنود و می شوم چشمش که با من می بیند، زبانش که با من سخن می گوید، می شوم دستش که با من کار انجام می دهد، چون مرا بخواند اجابتش کنم و چون چیزی از من خواهد به او عطا کنم . اصول کافی . جلد 2 . 2) با کمی تلخیص از کتاب آیت حق . قاسم کاکایی . ص 31 . 3) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگار است . سوره البقره . آیه 2 . 4) بلکه این قرآن آیات روشن الهی است در لوح سینه آنان که (از خدا نور) علم و دانش یافتند ... . سوره عنکبوت . آیه 49 . 5) آیت حق . قاسم کاکایی . ص 53 الــــــتــــــمــــــاس دعــــــــــا
- - - امام خمینی (ره) از زبان آیت الله نجابت (قسمت دوم) - - -
یکشنبه 19 خرداد1387 6:14
قسمت دوم گوشه ای از گفتار های مرحوم حضرت آیت الله نجابت(قدس سره) در درس تفسیرشان، در مورد امام خمینی(قدس سره) که مربوط به چند آیه اول سوره البقره است که مستقیماً از نوار پیاده شده : در برابر « فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً »(1) جای دیگر درباره مؤمنین داریم: « زادَهُم هَدًی »(2).
خداوند بی تقاضای مخلوق، بی خواهش مخلوق نانش را می رساند، آبش را می رساند، سلامتی اش را تأمین می فرماید. خمینی را در این وصفی که ایران را کفر گرفته بود، بر می انگیزاند. خداوند سایه همچو شخص محترمی را بر سر مسلمان ها بالأخص ایرانی ها قرار می دهد. این جور نبود که ایرانی ها تقاضا بکنند یک آقای خمینی بیاید و این پهلوی بر طرف بشود و به این زودی دولت حقّه اسلام مستقر بشود. چنین توقّعی نداشتند. تفضّل خدا بود . « ألا إنَّهُم هُمُ المُفسِدُونَ وَلکِن لا یَشعُرُونَ »(3) سست کردن مردم با ساحت آقای خمینی، افسادی است که از ناحیه شخص مفسد نسبت به معارف اسلامی وارد می شود و از جنگ مسلّحانه فسادش کمتر نیست . « ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِم و تَرَکَهُم فی ظُلُماتٍ لا یُبصِرُونَ »(4) اینها دیگر خودشان خودشان را بدبخت کردند. ضلالت را گرفتند، طرفیّت با آقای خمینی را پیشه کردند، هدایت از کفشان رفت. خدا نور را از قلبشان بیرون آورد . « صَمٌ بُکمُ عُمیٌ فَهُم لا یَرجِعُونَ »(5) در اثر عناد با حق زبانشان گنگ است... کورند، نه مظهر حق را می فهمند، نه لباس حق و تقوا را می فهمند... نمی خواهند بفهمند و راستی راستی نمی بینند به چشم فکرشان و عقلشان و دلشان که چطور حزب الله نسبت به آقای خمینی که خدا طول عمرش بدهد و هم به حزب الله که اینها چطور با این انسجام دارند کار می کنند. چنین رهبری و چنین ملتی با این خصوصیات هیچ وقت در تاریخ دیده نشده... چنین ملتی را خدا به حق فاطمه زهرا برکت دهد، دلِ خوش و طول عمر و استراحت خاطر به خمینی بدهد . « یا بَنی إسرائیلَ اذکُرُوا الَّتِی نِعمَتیَ أنعَمتُ عَلَیکُم وَ أفُوا بِعَهدی أوفِ بِعَهدِکُم وَ إیّایَ فَارهَبُونِ »(6) به تمام معنا قصه موسی بن عمران و قصه وفا به عهد خدا و وفا کردن خدا به عهد آنان... به تمام معنا این آیه منطبق است بر حال ایرانیان و حضرت امام خمینی. همانطوری که موسی بن عمران نعمت خدا بود برای بنی اسرائیل، امام خمینی هم برای ایرانی ها، هم برای دنیای آنها و هم برای آخرت آنها نعمت عظمی است . منبع: آیت حق (تجلی روح خدا در کالبد انقلاب اسلامی) . قاسم کاکائی . ص 49:51 . 1) دلهای آنان مریض است پس خدا بر مرض (جهل و عناد) ایشان بیفزاید و آنان را است عذاب دردناک بدین سبب که دروغ می گویند . سوره بقره . آیه 10 . 2) و آنان که هدایت یافتند خدا بر هدایت و ایمانشان بیفزود و پاداش تقوای آنها عطا کرد . سوره محمد . آیه 17 . 3) آگاه باشید که ایشان سخت مفسدند و مخرب، ولی خود نمی دانند . سوره بقره . آیه 12 . 4) مثال ایشان مثل کسی است که آتش بیفروزد پس تا روشن کند اطراف خود را خدا آن روشنی ببرد و ایشان را در تاریکی رها کند که راه حق و طریق سعادت را هیچ نبینند . سوره بقره . آیه 17 . 5) آنها کر و گنگ و کورند و از ضلالت خود بر نمی گردند . سوره بقره . آیه 18 . 6) ای بنی اسرائیل به یاد آرید نعمت هایی که به شما عطا نمودم و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم و از (شکستن پیمان) من بر حذر باشید . سوره بقره . آیه 40 . الــــــتــــــمــــــاس دعــــــــــا
- - - امام خمینی (ره) از زبان آیت الله نجابت (قسمت اول) - - -
جمعه 17 خرداد1387 5:18
قسمت اول گوشه ای از گفتار های مرحوم حضرت آیت الله نجابت(قدس سره) در درس تفسیرشان در مورد امام خمینی(قدس سره) که مربوط به چند آیه اول سوره البقره است که مستقیماً از نوار پیاده شده: « ذلِک الکِتابُ لَارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقِینَ »(1) متقی کسی است که خودش را حفظ می کند که مبادا مبتلا شود به خلاف گفته پیامبر، به خلاف فرمان خمینی. با فرمان آقای خمینی یا فرمان حضرت ولی عصر(عج) مخالفتی نداشته باشد .
« الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ ... وَ الَّذینَ یُؤمِنُون بِما أنزِلَ إلَیکَ ...»(2) ایمان به غیب: ایمان به آقایی هست که زنده هستند... از انظار ما غایب هستند، ولی این بزرگوار حتماً مردم را به خود وانگذاشته، حتما دستور داده که از کسانی تبعیّت کنید که احکام خدا را استنباط می کنند از قرآن مجید، و ورع هستند خودشان، و متّقی هستند خودشان، و حرص به دنیا ندارند، و رقبتشان به آخرت بیش از رغبت آنها به دنیا است. الآن ایمان به غیب یعنی ایمان به خدا، سپس ایمان به خاتم الأنبیاء و سایر انبیاء و اوصیاء، سپس به حضرت ولی عصر(عج)، سپس به کسانی که آقا تعیین فرمودند... که الآن در عصر فعلی ما آقای خمینی است. خدا طول عمرش بدهد به حق محمد و آل محمد و سایه اش را از بالای سر مسلمین بالأخص شیعه، بالأخص ایرانی ها کم نکند. اطاعت آقای خمینی اطاعت خداست... هر کس به آقای خمینی ایمان آورد، که ایمان به غیب است، برکات چهارده معصوم بیشتر برایش صادر می شود . « إنَّ الَّذینَ کَفَروا سَواءٌ عَلَیهِم ءَأنذَرتَهُم أم لَم تُنذِرهُم لا یَؤمِنُونَ »(3) کسانی که عناد می ورزند به مبدأ اجل در ظرف قرآن، عناد می وزرند به خاتم انبیاء در ظرف حضرت امیر المؤمنین(ع)، عناد می ورزند به حضرت امیر المؤمنین در ظرف آقای خمینی، کسانیکه نسبت به آقای خمینی عناد می ورزند و بر عناد خودشان بر قرار هستند، تحقیقاً مصداق این آیه شریفه هستند. ترساندن آقای خمینی هیچ تأثیری در ایشان نمی کند. سواءٌ انذار آقای خمینی یا ترک انذار آقای خمینی. نُصح آقای خمینی یا عدم نُصح آقای خمینی، چرا؟ چون تا به حال آنچه دیده شده از این افراد پلید این است که با حق طرف هستند، نه با شخصیّت آقای خمینی؛ یعنی نستجیر بالله اگر آقای خمینی ساز شکار بود، اینها با او رفیق می شدند. نه چون شخص خمینی است، بلکه چون مظهر حق است، چون مظهر مُسلم است، مظهر مؤمن است، رابط بین خلق و حضرت ولی عصر است... به او عناد می ورزند...بی تأمل و بی تردید، بالقطع و الیقین عرض می کنم که با آقای خمینی از ناحیه این که مظهر اسلام است، مظهر حبل الله است، مظهر مؤمن است، مظهر نایب حضرت بقیه الله است . هر که با آقای خمینی عناد داشته باشد، این آیه بر او تطبیق می شود (هرکه باشد). از سر تا پا دینم را می گویم، احمق است آن آخوند و سیّدی که برای خمینی تکلیف معیّن کند. ما بالنّسبه به خمینی چیزی نمی فهمیم. یک عمر دارد روی قرآن کار می کند با خدا پرستی و تقوا حرکت می کند... کسی که پیراهن تقوا به تن دارد و عمرش را گذاشته روی قرآن مجید و عمرش را گذاشته روی تقوا و صحّت. منبع: آیت حق (تجلی روح خدا در کالبد انقلاب اسلامی) . قاسم کاکائی . ص 48:49 . 1) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزگار است . سوره البقره . آیه 2 . 2) آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند ...(3) و آنان که ایمان آرند به آنچه خدای به تو نازل کرد ... . سوره البقره . آیه 3:4 . 3) (ای رسول ما) کافران را یکسان است بترسانی از عذاب خدا یا نترسانی ایمان نخواهند آورد . سوره البقره . آیه 6 .
* مجموعه عکس هایی از امام خمینی (ره)
الــــــتــــــمــــــاس دعــــــــــا
سوالات ظهور 1
پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 6:20
بسم الله الرحمن الرحیم در این قمست قصد داریم سؤالاتی که در مورد غیبت حضرت ولی عصر( روحی له الفدا ) است مطرح کرده و به آنها پاسخ دهیم. دوستان عزیز می توانند نظرات خود را در مورد این قسمت در بخش نظرات با ما در میان بگذارند . وقتی حضرت امام حسن عسکری(ع) از دنیا رفتند، حضرت حجت(عج) تنها 5 سال داشتند، چگونه فرد 5 ساله امام می گردد؟ نبوت و امامت یک مقام ظاهری نیست که به هیچ قید و شرطی، مشروط نباشد بلکه یک مقام الهی و باطنی است که سزاوار همه کس نمی باشد، کسی می تواند امام و پیغمبر گردد که از جهت روحی در مرتبه اعلای انسانیت قرار داشته باشد و از جهت جسمی هم در کمال اعتدال باشد، تا بتواند حقایق عالم هستی را بدون خطا و اشتباه به عالم الفاظ و معانی تنزل داده و به مردم برساند. پس امام باید از جهت آفرینش ممتاز باشد و خداوند متعال هر کس را که اراده نماید به مقام امامت انتخاب می نماید و این امتیاز از همان زمان کودکی در شخصی که باید امام شود، موجود است. ولیکن هر وقت که صلاح بود و شرایط موجود شد، آن فرد، رسماً به مقام امامت منصوب می گردد و این انتصاب و انتخاب همچنان که گاهی در زمان بلوغ صورت می گیرد ممکن است در زمان طفولیت هم صورت بپذیرد، همان گونه که حضرت عیسی(ع) در گهواره با مردم سخن گفت و در قرآن ذکر شده که در سوره مریم آیه 29 فرمود: « اِنّی عَبدُاللهِ آتانِیَ الکِتابَ و جَعَلَنِی نَبِیّاً » « عیسی گفت: من بنده خدا هستم که مرا کتاب داده و به پیغمبری برگزیده است ... » در حالی که هنوز طفل شیرخواره بود. از این نظر مانعی ندارد که کودکی در سن 5 سالگی با عوالم غیب ارتباط داشته باشد و به مقام امامت منصوب گردد. البته این شبهه در مورد امام جواد(ع) هم پیش آمده بود و چون وی در سن 7 یا 9 سالگی به امامت منصوب شدند، امامتش مورد تردید واقع شد و برای این منظور، گروهی از بزرگان شیعه، به خدمتش رسیدند و صدها معضل و مشکل علمی را از آن جناب سؤال کردند که پاسخ کافی دریافت نموده و کراماتی مشاهده کردند و شک آنها بر طرف شد .امام علی نقی(ع) نیز حدود 7 سال داشتند که به امامت منصوب گردیدند . علاوه اینکه در بین افراد معمولی هم نابغه هایی مشاهده شده که در سن کودکی بیشتر علوم را فرا گرفته اند در حالی که امام و پیغمبر هم نبوده اند مانند ابو علی سینا، فاضل هندی، علامه حلّی و امثال این بزرگواران که قبل از رسیدن به سن بلوغ بیشتر علوم زمان خود را می دانسته اند. وقتی یک کودک معمولی بتواند هزاران مطلب علمی را در طفولیت یاد بگیرد، آیا حجت خداوند، مهدی منتظر(عج) که خلیفه خداوند است به اراده و اذن خداوند نمی تواند امام باشد و تمامی علوم را بداند؟ وقتی به حضرت یحیی(ع) در حالی که کودک بود، حکمت عطا گردید، آیا به امام زمان(عج) نمی تواند عطا گردد؟، پس هیچ استبعادی ندارد که کودکی 5 ساله امام باشد و خلیفه خداوند در روی زمین باشد .
منبع: ظهور و علائم آن . هیئت تحریریه مرکز نشریات رایگان مسجد قبا(آتشیها) .صفحه ۲۵: ۲۷
سؤالاتی که در آینده مطرح می شود:
. . . ایثار مقدس اردبیلی . . . . . . . . . . .
پنجشنبه 29 فروردین1387 19:28
امام از ایثار نکردن پوزش می طلبد ما در عمرمان با توانائیمان چقدر سائل را رد کردیم و معذرت هم نخواستیم. اما امام زین العابدین(ع) از آنچه ایثار نکرده است فرضاً _ استغفار می کند و معذرت می خواهد، بگو خدایا من از آنچه می توانستم بدهم و ندادم پوزش می خواهم. محقق اردبیلی، مقدس مشهور و از اجله علما در سه قرن پیش، معاصر با شاه طهماسب صفوی و شیخ بهائی است مرکز تدریسش نجف اشرف است و مشهور آفاق است. نمونه هائی از ایثار اردبیلی نمونه هایی از ایثار آن بزرگوار را بگویم _ مقدس[اردبیلی] عمامه سفید و بزرگی بر سرش بود. برای مجلس درس می رفت در مراجعت در آن راه یکنفر به او می رسد، می گوید من پیراهن ندارم، محقق[اردبیلی] هم می بیند او عریان است از طرفی هم متوجه می شود خودش پیراهن متعدد ندارد، پرسید چقدر برای پیراهنت کفایت می کند؟، گفت فلان اندازه عمامه اش را باز کرد و به همان اندازه اش پاره کرد و به او داد. مرتبه دیگر زنی در راه به او می رسد چادر می خواهد، محقق عمامه را یکجا به او می دهد. راستی باید چقدر از خداوند پوزش بخواهیم که آنطوریکه سزاوار گذشت است در عمرمان از خودمان سراغ نداریم. هنگام قحطی نیز دیگران را مقدم می دارد ایثار دیگری نیز از اردبیلی بگویم. در سالی که قحطی در نجف واقع شد، در منزل محقق آرد فراوانی بوده است، لذا مقدس اردبیلی اعلام کرد، مردم بدانید که در خانه ما آرد موجود است هر کس احتیاج دارد روزانه به اندازه معیشتش ببرد . مردم هم می آمدند و می بردند تا روزیکه دیگر چیزی باقی نماند خانواده محقق به او اعتراض کردند که این چه کاری است که می کنی، امروز روزیست که هر کس بفکر ذخیره است شما بجای اینکه ذخیره کنی آنچه موجود است به دیگران می دهی؟ . مقدس فرموده بود، من از خدای خودم حیا می کنم که در خانه ام گندم موجود باشد و مسلمانی از گرسنگی ناله کند. بالاخره مقدس از نجف به کوفه رفت و در مسجد کوفه معتکف گردید. [بله] بهتر آنست که به خانه خدای خودش پناهنده شود. اعتکاف هم کمتر از سه روز نمی شود پس از سه روز قصد کرد به خانه برود و احوالی از خانواده اش بپرسد تا وارد شد همه را خوشحال دید، همسرش گفت: این آردی که فرستادید چقدر خوب بود، تا کنون [آردی] به این مرغوبی ندیده بودیم . اردبیلی فرمود کدام آرد؟ زن گفت مگر نه دیروز سه بار آرد درب منزل فرستادید، یک نفر آورد پرسیدیم، کی داده ،گفت: آقای اردبیلی فرستاده است ایشان در مسجد کوفه معتکف است و سالم است نگرانش نباشید و این آرد را نیز برایتان فرستاده است . اردبیلی سر به خاک گذاشت و پروردگارش را سپاسگزاری نمود در برابر آنچه داده بود. در همین دنیا، نقد عاجل به او عطا کردند. اینست نتیجه ایثار، یعنی دیگران را مقدم داشتن با [وجود] احتیاج خود . پس سزاوار است ما نزد پروردگارمان شرمنده باشیم که ما نه تنها اهل ایثار نیستیم بلکه اهل اِنفاق هم نیستیم . ● منبع: شهید مجاهد حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب . مظالم . صفحه:32،34 . الـــــتـــمـــــاس دعــــــــا |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |